صفا - safaa - خدایا مرا ببخش


خدایا! معذرت می‌خواهم برای وقت‌هایی که جلوی من، به یکی ظلم کردند، کمکش نرفتم.

معذرت می‌خواهم برای وقت‌هایی که کسی به من لطف کرد، درست تشکر نکردم؛ یکی از من معذرت‌خواهی کرد، من او را نبخشیدم.

معذرت می‌خواهم به خاطر آن‌هایی که کمک می‌خواستند، من نتوانستم آن‌ها را به خودم ترجیح بدهم.

خدایا! مرا ببخش به خاطر وقت‌‌هایی که باید برای یک بنده خدایی کاری می‌کردم و نکردم.

مرا ببخش به خاطر وقت‌هایی که مسائل خصوصی یک بنده خدایی را فهمیدم و سعی نکردم دیگران نفهمند.

مرا ببخش به خاطر وقت‌هایی که گناهی آمد جلویم و من از آن دور نشدم.

خدایا! از این‌ها و همه‌ی کارهای شبیه این که کردم، معذرت می‌خواهم؛ عذرخواهی آدم پشیمان که امیدوار است این پشیمانی، دیگر نگذارد شبیه این اتفاق‌ها برایش بیفتد.

خدایا! بگذار همین پشیمانی من از کوتاهی‌ها، همین تصمیمم برای دوری از گناه‌ها، توبه‌ی من باشد؛ توبه‌‌ای که به خاطرش، تو مرا دوست داشته باشی. ای خدایی که توبه‌کارها را دوست داری!

وخدایا ! می گویم: مرا ببخش

 مرا ببخش به خاطر درهایی که کوبیدم و خانه ی تو نبود…



تاريخ : | | نویسنده : طه یزدان پناه |
احترام به دیگران

حضرت علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید:

 

وَ مَنْ أَتَى غَنيًّا فَتَواضَعَ لِغِناهُ ذَهَبَ ثُلُثا دينِهِ.

 



تاريخ : | | نویسنده : طه یزدان پناه |

به گزارش روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي فارس، حجت الاسلام كاظم دشت آبادي رييس اداره تبليغات اسلامي آباده در اين خصوص گفت: حجت الاسلام عباس جمشيدي روحاني مستقر دهستان بيدک در اين جلسات که با حضور نماز گزاران بعد از نماز مغرب و عشاء در محل مسجد ولي عصر (عج) برگزار مي شود، به بررسي ضرورت پرداخت زکات در احاديث و روايات مي پردازد.

وي افزود: در اين جلسات پرداخت وجوهاتي مانند زکات و خمس از جمله عوامل کاهش فاصله طبقاتي در بين مردم و توسعه و عمران کشور و در نهايت بي نيازي و سربلندي جامعه اسلامي عنوان مي شود.




تاريخ : | | نویسنده : طه یزدان پناه |
به گزارش روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي فارس، حجت الاسلام عباس جمشيدي روحاني مستقر روستاي بيدک آباده با رييس اداره تبليلغات اسلامي آباده ديدار و گفتگو کرد.

حجت الاسلام عباس جمشيدي در اين ديدار بر تعامل اداره تبليغات اسلامي با رابطين فرهنگي مراسم معنوي اعتکاف تاکيد کرد.

روحاني مستقر روستاي بيدک آباده از برگزاري مراسم معنوي اعتکاف با حضور تعداد 300 نفر در مسجد جامع اين دهستان خبر داد.

حجت الاسلام عباس جمشيدي از اجراي برنامه هاي متنوع فرهنگي، سخنراني، شبي با قرآن، برگزاري مسابقات فرهنگي در دهستان بيدک خبر داد و نقش سخنرانان مذهبي در مراسم را بسيار مفيد دانست و خواستار اعزام روحاني از طرف اداره تبليغات اسلامي آباده به مراسمات اعتکاف شد.

رييس اداره تبليغات اسلامي شهرستان آباده نيز آمادگي اداره متبوع خود را جهت اعزام سخنران در مراسمات اعتکاف خصوصاً در شهرهاي و روستاهاي اطراف اعلام كرد.



تاريخ : | | نویسنده : طه یزدان پناه |
تاريخ : | | نویسنده : طه یزدان پناه |


alt

شیراز / واحد مرکزی خبر / حوادث

پل عابر پیاده دهستان بیدک آباده بر اثر بی احتیاطی یک دستگاه تریلی سقوط کرد.
 کمپرسی یک دستگاه تریلی در حین عبور از جاده بالا آمده و بر اثر برخورد با پل عابر پیاده منجر به آسیب و سقوط این پل شده است.
در حین این حادثه کامیون دیگری نیز به آن برخورد و از جاده منحرف می شود.
بنا بر شنیده ها این حادثه منجر به جراحت سطحی دو نفر از سرنشینان شده و با اقدام به موقع ماموران راهنمایی و رانندگی و اورژانس به بیمارستان منتقل شده اند.
کامیونی که پل بر روی آن سقوط کرد حامل بار چوب بود و به طور کلی نابود شد.1533738_1409609692614841_721925442_n
1555451_1409610869281390_1021832359_n



تاريخ : | | نویسنده : طه یزدان پناه |
1.     هر وقت در زندگی‌ات گیري پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ي یار است.
 

2.     زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذ کر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و…نکن و آن را سالم به بعدي برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.
 

3.     اگر غلام خانه‌زادي پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزي غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمري روزي خدا را خوردن، جا ندارد براي روزي فردایمان غصه دار و نگران باشیم.
 

4.     گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه اي؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.
 

5.     موت را که بپذیري، همه ي غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوي، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ي آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله براي مردن.
 

6.         اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.
 

7.     تربت، دفع بلا می‌کند و همه ي تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود.  اگر یک مؤمن در شهري بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند.
 

8.     هر وقت غصه دار شدید، براي خودتان و براي همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.
 

9.     تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاري، تو ستّاري، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاري، خودت ستّاري، خودت رحما نی و…. کار محبت همین است.
 

10.      با تکرار کردن کارهاي خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.
 

11.      خدا عبادت وعده ي بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزي سال هاي بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ي بعد زنده باشیم.


12.   لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راست ی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردي، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.
 

13.   ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادي امن سر در می آوري. هر وقت خواستی از کسی یا چیزي تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدي رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه ي اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهاي عالم لا اله الا الله
 

14.   "دل هاي مؤمنين كه به هم وصل مي‌شود، آب كُر است. وقتي به علــي عليه السّلام متّصل شد، به دريا وصل شده است. . . شخصِ تنها ، آب قليل است و در تماس با نجاست نجس مي شود ، ولي آب كُر نه تنها نجس نمي شود ، بلكه متنجس را هم پاك مي كند. "
 

15.   هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در "الا"، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزي باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه "الله"را بگو همه ي دلت را تصرف کند



تاريخ : | | نویسنده : طه یزدان پناه |
 

قرآن‏ كريم دربيش از پنجاه آيه، وصف هاي نكوهيده اي را اشاره و به جهت آنها انسان را سرزنش كرده است. صفاتي مانند: بخيل[سوره محمد (ص)، آيه 38ضعيف[سوره نساء، آيه 28هلوع[سوره معارج، آيه 19جزوع[سوره معارج، آيه 20منوع[سوره معارج، آيه 21عجول[سوره اسراء، آيه 11قتور[سوره اسراء، آيه 100ظلوم[سوره احزاب، آيه 72جهول[سوره احزاب، آيه 72]، ...، همگي به طبيعت انسان بازمي‏گردد و منشاء پيدايش اين اوصاف رذيله، جاذبه هاي طبيعي انسان است، چنانكه منشاء صفات فضيلت، جذبه هاي فراطبيعي اوست.

جهاد اكبر يا اوسط، صحنه نبرد ميان اين دو دسته صفات است و در اين ميان اگر جاذبه هاي طبيعي بر جذبه‏هاي فراطبيعي انسان، پيروز شود، صفات رذيله، ظهور مي‏يابد، و اگر جذبه‏هاي فراطبيعي انسان بر جاذبه هاي طبيعي او غالب آيد اوصاف فاضله پديد مي‏شود.

عوامل مادي به منزله مبدأ قابلي و مستعدّ پديد آمدن رذايل اخلاقي است و چون اين رذايل، نفساني است و نفس ِ گرفتارِ آنها به عيب و شر، موصوف است، ريشه در ملكوت عالم ندارد و مشمول اصل جامع (و إن من شي‏ء إلاّ عندنا خزائنه و ما ننزّله إلاّ بقدر معلوم)[سوره حجر، آيه 21] نخواهد بود؛ زيرا برابر آيه (و ما أصابك من سيّئة فمن نفسك)[سوره نساء، آيه 79]، همه سيّئه‏ها از نفسِ خود انسان است و اگر چه اصل هستي آنها از نزد خداست؛ چون: (كلّ من عند اللّه)[سوره نساء، آيه 78]، اما صبغه نقص و عيب و شر و رنگ سيّي‏ء بودن آنها از نفس خود انسان است.
اگر اين سيّئات اخلاقي و رذايل نفساني، متمثّل شود، در صورت حيوان هاي درنده يا گزنده، ظهور مي‏كند و از آن جا كه هيچ تمثّل و ظهوري، تصادفي و اتفاقي نيست، تمثّل پليدي‏هاي اخلاقي به صورت درندگي و گزندگي نيز با تمثيل الهي و اظهار ربوبي و به دست خداي سبحان كه مصوّر اشياست، تحقق مي‏يابد. پس آن حيوان هاي تمثل يافته نيز موجودهاي تكويني و حقيقي بوده و براساس آيات پنج گانه قرآن، داراي ويژگي‏هاي «اسلام»، «تسبيح»، «تحميد»، «سجود» و «اطاعت وانقياد» هستند. از اين رو نه بي‏دستور خدا، تأثير مي‏گذارند و نه از فرمان او تخلّف مي‏كنند. يعني اين درنده ها و گزنده ها تمثل يافته رذايل نفساني شخصي معيّن اند و به اذن خداوند، تنها به همان شخص، آسيب مي‏رسانند. تفصيل اين بحث به تفسير موضوعي معاد، برمي‏گردد.
اما بخش اصيل انسان يعني روح او ويژگي‏هايي دارد كه اساس آنها كرامت است. خداوند به اين ويژگي چنين تصريح فرموده است كه ما بني‏آدم را مكرّم كرديم: (و لقد كرّمنا بني آدم)[
سوره اسراء، آيه 70]. آيا مرجع اين كرامت، بدن انسان است يا روح او و يا حقيقتي ديگر؟
بازگشت كرامت انسان به بخش طبيعي او، توجيه علمي و معقول ندارد؛ زيرا در ميان حيوان ها، زيباتر و ظريف تر از انسان هم فراوان است. همچون طاووس كه چشم ها را خيره كرده و بيننده ها را به شگفتي وا مي‏دارد. با اين وجود، حيواني است حرام گوشت كه يك رشته از پر زيباي او اگر در لباس نمازگزاري باشد، بطلان نمازش را در پي دارد. اما انساني سياه پوست و به ظاهر نازيبا مانند بلال حبشي چنان والاست كه بهشت با آن همه زيبايي، همواره مشتاق اوست.
پس اگر معيار كرامت انسان، بدن او باشد، اين كرامت، ويژه آدمي نخواهد بود؛ زيرا خط سير و تطور آفرينش بدن را ديگر حيوان ها نيز پيموده اند. ولي خداوند درباره هيچ يك، خود را «أحسن الخالقين»، نخواند و تنها درباره انسان، چنين فرمود كه: (ثمّ أنشأناه خلقاً آخر فتبارك اللّه أحسن الخالقين)[
سوره مؤمنون، آيه 14]. اگر خداي انسان آفرين، «احسن الخالقين» است، پس خلقت انسان، «احسن خلقت ها» و خود انسان هم «احسن المخلوقين» است. از اين رو مي‏فرمايد: (لقد خلقنا الإنسان في أحسن تقويم)[سوره تين، آيه 4]. بنابراين محور كرامت انسان را در غير بدن و جنبه طبيعي او بايد جستجو نمود.
آنچه‏به ذهن،نزديك‏مي‏رسد آن است كه‏كرامت‏انسان به روح او برمي‏گردد. ولي لازم است‏بررسي‏شودكه آيا روح‏انسان‏هاي‏متعارف‏ومتوسطمي‏تواندمعيار كرامت‏باشد؟
شناخت خداوند و ايمان و عمل صالح و اطاعت و مراقبت و سرانجام دريافت پاداش از خداي سبحان، همه مربوط به روح انسان است و هر يك نيز كرامت به شمار مي‏رود، ولي همه كرامتي است ابتدايي و نمي‏توان آنها را معيار كرامت خاص انساني دانست؛ زيرا اين اندازه كرامت در جنيان هم يافت مي‏شود؛ چون درباره آنها نيز هم سخن از عبادت است، كه: (و ما خلقت الجنّ و الإنس إلاّ ليعبدون)[
سوره ذاريات، آيه 56] و هم ايمان به خدا و قرآن و اجابت دعوت الهي، كه: (و إذ صرفنا إليك نفراً من الجنّ يستمعون القرآن ... ياقومنا أجيبوا داعي اللّه و آمنوا به ... )[سوره احقاف، آيات 29 ـ 32]. در حالي كه درباره آفرينش آنها سخن از كرامت به ميان نيامد؛ چون بهره معنوي جنّ ها از ايمان و عمل صالح به آن ميزان نيست كه درباره اش آياتي چون: (ولقد كرّمنا بني آدم)[سوره اسراء، آيه 70] و (فتبارك اللّه أحسن الخالقين)[سوره مؤمنون، آيه 14]، نازل شود.
كرامت نهايي در قيامت، ظهوري تام خواهد داشت ودر اين جهان، باعث سلامت ديني و دنيايي انسان بوده و او را تا پايان عمر فروتن و متواضع نگه مي‏دارد و تنها فخر انسان را بندگي او براي خداي سبحان مي‏داند.
امام اميرالمؤمنين (عليه السلام) با آن همه افتخار و عظمت كه آفريد و به تعبير خود، تاج ها از سر تاج داران و كمربندها از كمر بستگان قدرت برگرفت، تنها عزت خود را در مقام عبوديت خويش مي‏داند ويگانه فخر خود را تحت ربوبيت حق تعالي مي‏جويد و در پيشگاهِ خداي خويش عرضه مي‏دارد: «إلهى كَفي بى عِزّاً أن أكون لك عبداً و كفي بى فخراً أن تكون لى ربّاً»[بحار، ج 91، ص 94، ح 10].
عصاره استدلال علوي(عليه السلام) اين است كه انساني كه نبود و هستي او از خاك آغاز شده و پس از كوتاه زماني دوباره به خاك باز مي‏گردد و روحش راهي ديار خود مي‏شود، نيازمند تكيه است و تكيه گاهش نه خود اوست و نه مثل او. از اين رو حضرت امير فرمود: لازم است تكيه انسان بر كسي باشد كه هستي تمام اشيا و اشخاص، مخلوق و مربوب اوست و انسان بايد همين اتكاي موحّدانه را تنها فخر و عزت خويش بداند.
پس مال و جمال بلكه علم و ديگر اوصاف كمالي كه از ميان رفتني است، نه تنها معيار كرامت انسان نيست كه همگي وسيله ابتلا و امتحان او در دنيا است. قرآن كريم به اشتباه توده انسان ها در اين باره، اشاره دارد كه: (فأمّا الإنسان إذا ما ابتلاه ربّه فأكرمه و نعّمه فيقول ربّي أكرمن  و أمّا إذا ما ابتلاه فقدر عليه رزقه فيقول
ربّي أهانن  كلاّ ... )[سوره فجر، آيات 15 ـ 17]. يعني انسان اگر به مِنحَت و نعمتي رسيد، گمان مي‏كند كه خداوند، گرامي‏اش داشته است و اگر در مِحنَت و سختي و تهيدستي گرفتار آيد، مي‏پندارد كه خدا او را خوار ساخته است. اين پندارها ناروا است؛ زيرا سختي و راحتي دنيا همه جز امتحان و ابتلاي الهي نيست. يعني انسان سالم به سلامت ممتحن و مبتلاست و خدا با سلامتي او را امتحان كرده است و انسان بيمار و عالم و ثروتمند و... نيز به بيماري و علم و ثروت و...، دچار و هركس هر كمالي دارد، به همان كمال، مبتلاست. چيزي در دنيا به عنوان پاداش نهايي مطرح نيست؛ زيرا دنيا دار امتحان و عمل است نه حساب نهايي و قيامت، جايگاه حسابرسي است (و نه عمل).
امام اميرالمؤمنين (عليه السلام) در اين باره مي‏فرمايند: «الغني والفَقر بعد العَرضِ علي اللّه سبحانه»[بحار، ج 69، ص 53، ح 83]. يعني توانگري و تهيدستي افراد هنگام عرضه بر حساب دقيق خدا در قيامت آشكار مي‏شود.
پس نه بدن انسان و نه روح متعارف او، هيچ يك معيار كرامت نهايي بشر نيست؛ زيرا خداوندي كه از كرامت انسان سخن مي‏گويد، از حيوان و پست تر از حيوان بودن او و گياه و پست تر از گياه بودن او و سنگ و پست تر از سنگ بودن او نيز ياد مي‏كند. گروهي را مانند حيوان و فرومايه تر از آن مي‏خواند كه: (أولئك كالأنعام بل هم أضلّ)[سوره اعراف، آيه 179] و دسته اي را چون سنگ و سخت تر از آن مي‏داند كه: (فهي كالحجارة أو أشدّ قسوة)[سوره بقره، آيه 74]؛ زيرا از درون بعضي سنگ ها چشمه زلال آب، مي‏جوشد: (وإنّ منها لما يشّقّق فيخرج منه الماء)[سوره بقره، آيه 74]. ولي قلب قسيّ و سنگي آنها
را چنين بركتي نيست.
پس اوج كرامت آدمي كه جنبه ملكوتي انسان را در: (نفخت فيه من روحي)[سوره حجر، آيه 29؛ سوره ص، آيه 72]، تأمين مي‏كند، به فراترين مرتبه تقوا وابسته است. يعني: (إنّ أكرمكم عنداللّه أتقاكم)[سوره حجرات، آيه 13]. با كرامت ترين شما در پيشگاه خدا با تقواترين شماست.
بر اين اساس، داشتن تقواي متوسط نيز ميانه راه است و كمال آدمي، نيازمند نيل به درجه «اَتْقي» است تا انسان كامل كه معلم فرشته ها و مسجود آنان است ظهور كند؛ چرا كه فرشتگان همواره در برابرانسان كامل در خضوع و سجودند و امروز نيز در پيشگاه ولي‏عصر و حجت حق (ارواحنا فداه) خاضع اند و ساجد؛ چون تعليم اسماء و نيز مسجود فرشتگان شدن از آنِ شخصيّت حقوقي انسان كامل است و نه شخص حقيقي حضرت آدم (عليه السلام) مثلاً. يعني مقام والاي انسانيت، معلّم است و مسجود و اين مقام برين، هماره در خلفاي الهي متجلّي است و ظهور آن هرگز پايان نمي‏ پذيرد.



تاريخ : | | نویسنده : طه یزدان پناه |
رسول گرامی (ص) می‌فرمایند: من به شما سفارش می‌کنم بروید در جایی که شما را از پنج حالت بد به پنج حالت خوب دعوت کند:

1) شما را از حسادت و بدی به عبادت و بندگی خدا دعوت کند.

2) شما را از عجب و تکبر و خودپسندی به تواضع برساند.

3) شما را از بخل و گداصفتی به سخاوت و بخشش دعوت کند.

4) شما را از خودبینی و خودپسندی به خدابینی برساند.

5) شما را از غرور و تکبر به پندپذیری و صداقت برساند.

تاريخ : | | نویسنده : طه یزدان پناه |



تاريخ : | | نویسنده : طه یزدان پناه |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.